آموخته هاي من

آموزشي

موضوع اقدام پژوهی :

چگونه انتظار اولیای دانش آموزان کلاس پنجم دبستان ملاصدرا را از گرفتن نمره بیست توسط فرزندانشان اصلاح کنیم.

فهرست                     

چکیده      

مقدمه      

تعریف و طرح مسئله     

توضیح وضعیت موجود   

گردآوری اطلاعات شواهد (1)      

مصاحبه با همکاران    

مصاحبه با اولیاء دانش آموزان 

تجزیه و تحلیل      

شواهد (2)        

انتخاب راه جدید به صو رت موقت  

ارزشیابی تأثیر ا قدام جدید و تعیین اعتبار آن  

نتیجه گیری نهایی

 منابع

چکیده:

 می توان گفت در امر آموزش و یادگیری، بسیاری از اولیاء تنها به ظاهر امر توجه دارند؛ مثلاً تنها ملاک یادگیری را در اخذ نمره ی بیشتر و بالاتر مخصوصاً نمره ی بیست می دانند. را افزایش معلومات و کاربرد صحیح دانسته ها و یادگیری پایدار را در درجه ی دوم اهمیت قرار می دهند.

حال با توجه به راهکارهای آموزشی ارائه شده و مشاوره با اولیاء دانش آموزان و تبادل نظر با همکاران و مسئولان محترم آموزشگاه و الگو پذیری از روش های روان شناسانه، می توان دریافت که نمره ی "بیست" تنها مدرک اصلی -  یادگیری نیست، بلکه آموزش صحیح و کیفیت یادگیری حائز اهمیت است. وجود این گونه ذهنیت های ناصحیح در والدین، سبب ایجاد اضطراب و ترس و نگرانی در دانش آموزان شده و موجب می شود دانش آموز همواره خود را ناتوان احساس کند.

مقدمه:

انتظارات هر فرد با توجه به میزان تحصیلات، محیط زندگی، عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ... متفاوت است. در این مورد مجموعه عواملی که انتظار و حساسیت اولیاء را نسبت به گرفتن نمره ی بیست توسط فرزندان خود بالا  می برد، تا حدودی مربوط به عوامل زیر است:

1-    عدم دستیابی اولیاء به آمال و آرزوهای خود و ناکامی آنها.

2-    برآورده کردن آرزوهایشان توسط فرزندان.

3-    مهم جلوه دادن نمره ی بیست توسط برخی از معلمان.

4-    ایجاد این ذهنیت توسط معلم سال گذشته ی دانش آموز.

در این اقدام پژوهی سعی بر آن است که علل توقع و انتظار بیش از حد اولیاء و ملزم کردن دانش آموز  به گرفتن نمره بیست شناخته شود و پس از علت یابی و شناخت کافی با به کارگیری روش های مختلف به اصلاح و بهبود آن پرداخته شود.

تعریف و طرح مسئله:

بسیاری از اندیشمندان حوزه ی آموزشی معتقدند در فرآیند یاددهی –یادگیری، باید دانش آموز را در موقعیت نا معین قرار داد تا خود به جستجوی منظم بپردازد، و آن موقعیت را آشکار کند.

وقتی که هدف ما در آموزش یادگیری فعال و باز خورد مثبت از دانش آموز است، پس نباید حتماً نمره ی ((بیست)) مد نظر قرار گیرد، و حتماً اگر دانش آموز نمره ی ((بیست)) را کسب نمود موفق است و در غیر این صورت نا موفق، بلکه همین که در یادگیری او تغییری حاصل شود کافی است.

اما اولیایی که با نحوه ی کار معلم و آموزش بیگانه باشند، بر این باورند که موفقیت در نمر ه ی ((بیست)) است. و تفاوتهای فردی، نحوه ی مطالعه، شرایط جسمی، روحی و محیطی را نادیده می گیرند.

توضیح وضعیت موجود:

اینجانب فرامرز عزیزی آموزگار پایه ی پنجم دبستان ملاصدرا ( گروه رجایی)

مدت نوزده سال است که در مقطع ابتدایی در پایه  های مختلف خصوصاً پایه ی پنجم، تدریس می نمایم.

دبستان ملاصدرا یکی از مدارسی با تراکم دانش آموزی پسر اداره می شود و هر پایه تحصیلی از سه کلاس تشکیل شده است. که همگی توسط برادران اداره می گردد. این مرکز به دلیل داشتن معلمان با تجربه و موقعیت مکانی مناسب آن در سطح آموزش و پرورش شهرستان مطرح می باشد.

مشکلی که در این اقدام پژوهی مطرح گردیده گریبانگیر دیگر پایه های تحصیلی این مدرسه نیز می باشد.

اینجانب برخود لازم دانستم به بررسی این موضوع در پایه ای که تدریس می نمایم، بپردازم، و بر آن شدم که به   ریشه یابی علت انتظار بیش از حد اولیاء بدون در نظر گرفتن توانایی ها و تفاوت های فردی فرزندانشان پرداخته شود، تا امکان تغییر نگرش در آنها ایجاد شود. زیرا یادگیری به نمره ی ((بیست)) خلاصه و محدود  نمی شود. چه بسا دانش آموزی که نمره ی (( بیست)) بگیرد ولی یادگیری او فقط در حد حفظیات باشد و پس از گذشت مدت زمان اندکی به فراموشی سپرده شود.

طی جلساتی که در مدرسه برگزار گردید در این خصوص بحث و تبادل نظر صورت گرفت و مقرر شد که با استفاده از تجارب و نظرات همکاران اقدامات لازم در این زمینه انجام تا گامی جهت بهبود این نگرش ناآگاهانه برداشته شود.

گردآوری اطلاعات: (شواهد 1)

در یکی از جلسات موضوع را با همکاران در میان گذاشتم. نکته نظرات مفیدی ارائه نموده و اتفاق نظر داشتند که توقع اولیاء از معلمان و فرزندان بسیار بالا و غیر منصفانه است. مثلاً اگر دانش آموزی در پایه ی سوم تمام نمراتش     ((بیست)) نباشد، به این معنی است که پیشرفتی نداشته و همه چیز را به خوبی یاد نگرفته است.

عده ای از همکاران یادگیری و پیشرفت دانش آموز را مهم تر از نظرات والدنیشان می دانستند. به طور مثال معتقد بودند که ما امروز دانش آموز را با فردای او در نظر می گیریم، همینکه مشاهده نمودیم  تغییری در دانسته ها و ذهن او بوجود آمد و از عملکرد او راضی بودیم، بر ایمان کافی است حال چه نمره اش ((بیست)) باشد، چه نوزده.

نظر بعضی از همکارن این بود که می گفتند اصرار اولیاء بر کسب نمره ی ((بیست)) و معدل ((بیست)) به خاطر ارائه ی کارنامه به ادراتی است که در آن مشغول به کار هستند تا هدایایی به فرزندانشان تعلق گیرد.

نظر یکی از همکاران نیز این بود که اکثر مردم مقطع  ابتدایی را مقطعی بسیار ساده می پندارند، مقطعی که درسهای آسانی دارد و دانش آموز  حتماً باید نمراتش از  ((بیست)) کمتر نباشد و حتی لازم نیست درس بخواند و سر کلاس هم چیز را یاد می گیرد.

تا حدی که اگر کسی نمراتش پایین باشد و به او می گویند: ((توکه در دبستان ضعیف هستی، وای به حال راهنمایی و بالاتر.))

در طی جلسه ای دیگر تجربیات و سخنان و نظرات همکاران را مورد بررسی قرار داده ایم.

تجربیات و راهکارهایی از قبیل:

-  به کار بردن روش های صحیح تدریس.

-  داشتن تجربه ی کافی در پایه ای که تدریس می شود.

وجدان کاری:

عدم توجه به کمیت و کیفیت درصد بالای قبولی را ملاک موفقیت قرار دادن.

در پایان یکی از همکاران محترم، مسئولیت جمع بندی و ارائه ی نظرات را عهده دار شدند.

مصاحبه با همکاران:

الف- مصاحبه با آموزگار پایه ی چهارم

در مصاحبه با همکاری که در پایه ی چهارم تدریس می کند. نظر وی را جویا شدم. ایشان بعد تأمل، نظر خویش را چنین ابراز کردند: چنین توقعاتی غیر علمی است و معقولانه نمی باشد. همین موجب ایجاد چنین معضلی در جامعه ی ما شده است. نتیجه ی این خواست غیر منطقی، اضطراب، دلهره، افت تحصیلی و آسیب های روانی برای دانش آموز است. برای وجود چنین معضلی علت های فراوان می توان یافت. یکی از علل آن در خانواده هایی است که کارمند ادارات دولتی اند.

این ادارات معمولاً برای کارمندی که فرزند آنا با مدل عالی (بیست) قبول شود جوایزی در نظر گیرند، برای کسب جایزه، این توقع بی جا در اولیاء با فشار بر دانش آموز و مدرسه، ایجاد شده است.

دیگر آنکه برخی از اولیاء به سبب جایگاه خاص و یا شغلی که دارند، حداقل برای نشان دادن توانایی خانوادگی خود و فخر فروشی این توقع را ایجاد می کنند. به نوعی رقابت خانواده ها علت آن است.

ب- مصاحبه با آموزگار پایه ی دوم:

در مصاحبه با آموزگار پایه ی دوم، علت امر را جویا شدم. ایشان نظر خود را چنین ابراز داشتند:

به نظر این جانب تمام اصرار  حساسیت اولیاء برای کسب نمره بیست توسط فرزندانشان در بیشتر موارد به عقده های دوران کودکی اولیا بر می گردد، تا به نوعی شکست و حقارت گذشته ی خود را جبران کنند. این اولیاء شخصیت کودکی خویش را اکنون در فرزندانشان حس می کنند و موفقیت او را موفقیت گذشته خود تصور می کنند. گاه نیز رقابت های فامیلی و ... به ایجاد چنین معضلی دامن می زند.

ج- مصاحبه با آموزگار پایه ی سوم:

ایشان در مصاحبه با اولیا دانش آموزان کلاس خود را به سه دسته تقسیم بندی کردند:

گروه اول: اولیایی هستند که به یادگیری اهمیت نمی دهند، تنها نمره ی بیست، برای آنان مطلوب است و بس. گروه دوم اولیایی هستند که بیست گرفتن فرزند خود را مایه افتخار  و راهی به خود نمایی می دانند. گروه سوم اولیایی هستند که بیست و معدل عالی را تنها برای آن می خواهند که از اداره ی خود جایزه و یا تشویقی کسب کنند.

مصاحبه اولیاء با دانش آموزان:

(1)

  یکی از اولیاء دانش آموزان که فرزندش در پایه ی پنجم تحصیل می کند، نظر خود را چنین بیان می کند در خانواده ی ما تا کنون کسی دکتر یا مهندس نشده است، با توجه به جایگاه اجتماعی و در آمد خوب آنها، دوست دارم فرزندم در آینده صاحب چنین شغلی شود و به همین خاطر از او توقع زیاد دارم تا با کسب بهترین نمره دیپلم بگیرد و به دانشگاه برود تا مایه ی افتخار ما شود.

 

(2)

  من خود نتوانستم دیپلم بگیرم و در مدت تحصیل نیز هیچگاه بیست نگرفتم. گرفتن نمره ی بیست حتی در درس املا برای من عقده ای شده بود که هنوز آن را با خود دارم، وقتی فرزندم نمره ی بیست می گیرد، اندکی احساس آرامش می کنم و از او مصرانه می خواهم که همیشه بیست بگیرد.

تجزیه و تحلیل:

از جلسات و مصاحبه هایی که بین همکاران و اولیاء صورت گرفت، این نتیجه حاصل گردید که:  بهتر است در شروع سال تحصیلی چند جلسه با اولیا دانش آموزان داشته باشیم و در خصوص آموزش و نحوه ی یاد دهی و یادگیری، شفافیت سازی کنیم و جریان آموزش و کسب مهارتهای آن را از صورت کمی به  کیفی در آوریم تا حداقل اولیاء نسبت به آموزش فرزند خود در دیدگاه مثبت و سازنده ای پیدا کنند. تا جایی که ذهنیت آنها در خصوص آموزش فرزندان خود از محفوظات ظاهری و زودگذر به یادگیری پایدار مبدل گردد  که به دیدگاهی منطقی و عملی برسند تا زمینه ی پیشرفت تحصیلی دانش آموز از هر نظر فراهم گردد.

(شواهد 2)

با همکاری مدرسه و دعوت اولیا دانش آموزان در دو جلسه که در محل دبستان تشکیل شد. با تبیین مراحل یادگیری و روش های دستیابی به آنها و چگونگی تلاش دانش آموز در نهایت به اولیاء این نکته را یادآوری شدیم که در نظام آموزشی کمی ملاک رسیدن به اهداف آموزشی دروس، برگزاری امتحانات متعدد و ارزش گذاری آن به شیوه کمی از صفر تا بیست می باشد که خود نقایص فراوانی دارد. فشار بر دانش آموز برای کسب نمره ی بیست علاوه بر استرس و اضطراب روانی در روی او را شرطی بار آورده و به اهداف مورد نظر در یادگیری نمی رسد. پس باید این دیدگاه غلط و نادرست را از ذهن بیرون کند تا یادگیری در فضایی آسوده و با آرامش صورت گیرد.

انتخاب راه جدید به صورت موقت:

1-    آموزش اولیا در مدارس و تبیین نظام نمره گذاری و ارتباط آن با یادگیری.

2-    تأکید بر امر یادگیری و تغییر رفتار دانش آموز نسبت به گذشته.

3-    جایگزینی نظام توصیفی در تعیین میزان یادگیری به جای نظام کمی کنونی.

با توجه به بررسی همه جانبه ی روش های جدید، در کوتاه مدت تنها می توان با همکاری انجمن اولیا و مربیان با برگزاری کلاسهای آموزشی این مسأله را برای اولیا تشریح و توجیه کرد، که نظام نمره گذاری کنونی نمی تواند به درستی میزان یادگیری را بسنجد. پس نمره های موجود به ویژه نمره ی اغوا کننده ی بیست، ملاک صحیحی  نمی باشد. اولیا باید در شناخت فرزندان خود به میزان یادگیری و تغییر رفتارهای  آنها در امر یادگیری توجه داشته باشند.  و از احساسیت بی مورد درباره ی نمره ی عالی (بیست) دوری کنند.

ارزشیابی تأثیر اقدام جدید و تعیین اعتبار آن:

با توجه به اقدامات انجام شده در جلسه با همکاران و در جلسات توجیهی اولیا اکنون حساسیت و تعصب بسیاری از اولیا نسبت به نمره ی بیست تا حدود زیادی تغییر یافته و چون گذشته بر فرزندان خود سخت نمی گیرند تا نمره ی بیست کسب کنند که فرزندشان از نظر یادگیری به توانایی های جدید رسیده، قانع بوده و ابراز رضایت می کنند.

نتیجه گیری نهایی:

در پایان این اقدام به این نتیجه رسیدم که در طول تدریس در آینده اگر با این مشکل مواجه شدم از این اقدام پژوهی و شیوه کمک بگیرم و به دیگر همکاران که این مشکل را دارند، این روش را  ارائه و پیشنهاد کنم.

 

منابع:

1-    سوسن سیف و جمعی از مؤلفین، 1380، روان شناسی رشد، (1) تهران، انتشارات سمت

2-    علی اکبر سیف، 1379، روان شناسی پرورشی ( روان شناسی یادگیری و آموزشی) تهران، انتشارات آگاه

3-    اعضای محترم انجمن اولیا و مربیان مدرسه وو تعدادی از اولیا دانش آموزان

4-    مدرس آموزش خانواده مدرسه.

 

 

 


ادامه مطلب